دل بی تاب

هر شب از چشم دلی بی تاب می بینم تورا

 

چون حبابی بر لب مرداب میبینم تو را

 

 

بس خیال سرکشم حول تو میچرخد عزیز

 

هر شب از پشت نقاب خواب میبینم تو را

 

 

بام مهر تو بلند و دست من کوتاه از آن

 

لاعلاج از چشمه ی مهتاب می بینم تو را

 

 

تا که این بغض نفسگیر از گلویم وارهد

 

با دلی پر خون و با دیده ای پر آب میبینم تو را

با تو نگفته بودم

با تو نگفته بودم از گریه های هر شب
عشقت نشسته بر دل جانم رسیده بر لب
جانم رسیده بر لب
من بی تو سرگردان من بی تو حیرانم
شرحی ز گیسویت حال پریشانم
بی تابم این شب ها بی خوابم ای رویا
از تو چه پنهان من گم کرده ام خود را
پیدایم کن شیدایم کن
آزادم کن از این سکوت بی پروا
پیدایم کن شیدایم کن
آزادم کن از این سکوت بی پروا

 

♫♫♫♫♫♫

 

بی تابم این شب ها بی خوابم ای رویا
از تو چه پنهان من گم کرده ام خود را
چشمی بگشا بشکن شب را
تا باتو بگذرم از این همه غوغا
پیدایم کن شیدایم کن
آزادم کن از این سکوت بی پروا
پیدایم کن شیدایم کن
آزادم کن از این سکوت بی پروا

 

دانلود این قطعه با صدای سالار عقیلی

چرا رفتی

چرا رفتی ؟! چرا من بیقرارم

به سر سودای آغوش تو دارم

نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست

ندیدی جانم از غم ناشکیباست 

چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم

به سر سودای آغوش تو دارم

خیالت گر چه عمری یار من بود

امیدت گر چه در پندار من بود

بیا امشب شرابی دیگرم ده

ز مینای حقیقت ساقرم ده

چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم

به سر سودای آغوش تو دارم

دانلود

ویدئو

آهنگ